کانال تلگرام انجمن
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 19

موضوع: مباحث تئوری {از مبتدی تا تخصصی}

  1. Top | #1

    /images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif

    عنوان کاربر
    مدیرکل سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    نوشته ها
    17,262
    تشکر
    60,988
    تشکر شده 92,709 بار در 18,035 ارسال
    Trance
    DJ Tatana

    مباحث تئوری {از مبتدی تا تخصصی}

    مفهوم جذب در اکوستيک
    پدرود

    نوشته محسن صدقی عزیز:

    مفهوم جذب در اکوستيک، اتلاف انرژي به هنگام برخورد موج صدا به يک سطح و سپس انعکاس آن است.کلمه جذب را اغلب اشخاص عادي براي بيان عمل يک اسفنج هنگامي که آب را به خود مي کشد به کار مي گيرند، که اين معنا شامل اکوستيک نمي شود. آب جذب شده توسط اسفنج تنها با فشردن اسفنج دوباره در دسترس خواهد بود اما نوفه جذب شده توسط اکوستيک تايل را نمي توان دوباره به دست آورد. زيرا به صورت حرارت تلف شده است. مفهوم جذب اکوستيکي در درجه نخست شامل فضاهاي داخلي مي شود. اگر ديواري وجود نداشته باشد صدا فقط در اثر افزايش فاصله منبع کاهش مي يابد.اگر فرض کنيم که يک موج با انرژي تابشي معيني با زاويه اي تصادفي به سطحي برخورد کند، مقداري از انرژي تابشي به طرف محيطي که سرچشمه شعاع تابشي در آن قرار گرفته است، منعکس مي شود و بقيه انرژي تابشي به داخل ماده سطح مزبور نفوذ و غالباً از ميان آن عبور مي کند. با استفاده از روش شعاعي ضريب جذب به صورت زير تعريف مي شود.

    شما مجاز به دیدن تصاویر نیستید. با مدیر کل سایت در تماس باشید

    شما مجاز به دیدن تصاویر نیستید. با مدیر کل سایت در تماس باشید


    بنابراين ضريب جذب نمايانگر نسبتي از انرژي صوتي تلف شده به انرژي سرچشمه صداست که مقدار آن از صفر تا يک متغير است (يعني از صفر درصد تا صد درصد). بنابراين اگر ضريب جذب مساوي صفر باشد، به اين معناست که انرژي تلف شده نداريم و تمام صدا در فضايي که سرچشمه در آن است باقي مي ماند. يعني اينکه تمام ديوارها از نظر اکوستيکي سخت هستند و انرژي بازتابيده شده با انرژي تابشي برابر است. همان طور که اين ضريب به سمت 1.0 ميل مي کند، يعني انرژي بيشتر و بيشتر تلف شده است و انرژي بازتابشي رفته رفته جزء کوچکتري از انرژي تا بيده شده خواهد شد. از نظر آکو ستيکي به چنين سطحي ‏نرم ‏گفته مي شود.

    ‏به طريق مشابه، ضريب عبوري را مي توان به صورت زير تعريف کرد:

    شما مجاز به دیدن تصاویر نیستید. با مدیر کل سایت در تماس باشید


    انرژي کلي موج از جمع ضريب جذب (آلفا) و ضريب عبوري (tc) به صورت زير به دست مي آيد:

    شما مجاز به دیدن تصاویر نیستید. با مدیر کل سایت در تماس باشید


    از اتلافي که به علت اصطکاک به وجود مي آيد (تبديل به حرارت) صرفنظر شده است. اين اتلاف براثراصطکاک، بسيارا تلاف ناچيزي است، حتي در بالاترين مقدارش.خواهيم ديد که که معادله ضريب عبوری به عنوان پايه بحث بعدي، راجع به اتلافهاي ناشي از عبور صدا از داخل يک ماده است.مقدار عددي ضريب جذب همان طور که قبلا گفته شد براي تمام موارد شناخته شده مقداري معين بين 1% ‏(يک درصد) براي سطرح بسيار سخت مثل فولاد صيقلي يا بتن فشرده تا 99 % ‏براي مواد بسيار جاذب است. ضريب جذب يک پنجره باز 100 درصد در نظر گرفته مي شود.

    ‏در شکل زير حدود تغييرات عملي ضرايب جذب نشان داده شده است. در اينجا خوب است يادآور شويم که بعضي از کارخانه ها، مواد جاذب آکو ستيکي با ضريب جذب بالاتر از يک (يعني جذب بهتر از 100 درصد) را هم در فهرستهاي خودگنجانده اند که البته اين کار سود بردن از فقدان دانش پايه اي در مورد مفهوم جذب است.

    شما مجاز به دیدن تصاویر نیستید. با مدیر کل سایت در تماس باشید


    ‏در مورد توليداتي که معمولا با نام يونيت جاذب، مشخص مي شوند، ماده جاذب مثل جعبه کوچکي که روي ديوار نصب شده باشد نسبت به سطح ديواره برآمده است. سطح بيرون آمده از ديوار تماما با مواد جاذب پوشيده شده است ولي جعبه به اندازه يک وجه خود، از سطح ديوار را اشغال مي کند.

    بنابراين، در اين حالت در هرفوت مربع ديوار جذب بيشتري نسبت به حالتي که سطح ديوار به طور عادي پوشيده شده باشد، خواهيم داشت. بنابراين سازندگان ضريب جذب اين توليدات را بيشتراز صد درصد ذکر مي کنند. حال اگر اين يونيتها متصل به هم نصب شوند به طوري که صدا با وجه هاي کناري برخورد نداشته باشد، ادعاهاي سازندکان تحقق نخواهد يافت. براي اينکه يونيتهاي جاذب مؤثر باشند بايد با فاصله از يکديگر قرار بگيرند. در غير اين صورت جذب در هر فوت مربع سطح ديوار به کمتر از صد در صد نزول مي کند.

    ‏ضريب جذب همچنين تابعي از فرکانس امواج صداست. طول موجهاي کوتاهتر (فرکانسهاي بالا) نسبت به طول موجهاي بزرگتر (فرکانسهاي کمتر) خاصيت نفوذ بيشتري در ديوارها دارن و آسانتر به انرژي حرارتي تبديل مي شوند. شکل بالا اين مفهوم را نمايش مي دهد همانطور که مشاهده مي شود در فرکانسهاي بالاتر نسبت به فرکانسهاي پايين عموما ضريب جذب بالاتري داريم.

    يکي ازخواص عمومي برای اينکه مواد جاذب موثر واقع شوند، داشتن سطح شفاف يا غير حايل براي امواج صداست. همان طور که شيشه براي نورشفاف محسوب مي شود، مواردي هم براي عبور صدا شفاف هستند. ديگر اينکه مواد جاذب صدا بايد داراي مکانيزمي باشند که امواج ‏صوتي، هنگام عبور از آنها دراثراصطکاک به انرژي حرارتي تبديل بشوند.

    ‏شفافيت براي صدا را مي توان توسط سطح پر منفذ، يا مواد سخت سوراخ سوراخ شده ‏همراه با مواد متخلخل و يا به وسيله پوشاندن مواد متخلخل با يک پرده خيلي سبک وزن، نازک ، انحنا پذير و غيرقابل عبور براي هوا تامين کرد. همه اينها اثر جذب کنندگی مشابهي دارند؛ اختلاف در نوع محيطي است که در آن مورد استفاده قرار مي گيرند. همه انواع ذکر شده که مجموعه اي ازجرمها هستند، به عنوان راکتانس اکوستيکي عمل مي کنند و به هرحال همه آنها با افزايش فرکانس نسبت به حالت مطلوب طرح، شفافيت کمتري در مقابل صدا از خود نشان مي دهند. در مبحث آينده به بررسي نظريه اساسي مواد آکوستيک خواهيم پرداخت. ادامه دارد ...

    شما مجاز به دیدن تصاویر نیستید. با مدیر کل سایت در تماس باشید
    ویرایش توسط Mo0nlite : 2013/04/11 در ساعت 12:38 AM

    5 کاربر زیر از milad_a عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.



  2. Top | #2

    /images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif

    عنوان کاربر
    مدیرکل سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    نوشته ها
    17,262
    تشکر
    60,988
    تشکر شده 92,709 بار در 18,035 ارسال
    Trance
    DJ Tatana

    سینتیسایزر چیست ؟

    سینتیسایزر دستگاهی با اجزاء الکترونیک است که می‌تواند صدا را ایجاد، تبدیل و مهار کند. سینتی‌سایزر قادر به پدید آوردن گستره‌ای بسیار متنوع از صداهای موسیقائی و غیرموسیقائی است و مهار کامل زیر و بم، رنگ، شدت و کشش صداها را برای آهنگساز ممکن می‌کند. سینتی‌ سایزرها را اغلب می‌توان با شستی‌هائی 'نواخت' که این نیز امتیازی دیگر نسبت به مکانیسم‌های استودیوی صوتی است.

    سینتیسایزر یک ساز الکترونیکی می باشد که از یک یا چند جنراتور صدا تشکیل شده است .این جنراتور ها بخش اصلی تولید فرمهای مختلف امواج صوتی برای پردازش و ترکیب در مراحل بعدی جهت تولید صدای مورد نظر هستند . تاریخ ساخت نخستین سینتیسایزر به سال 1876 میلادی توسط Elisha Gray باز میگردد. وی سازنده و مخترع اولین نسل تلفن نیز می باشد(1920میلادی).امروزه سینتیسایزرها به دو شکل آنالوگ و دیجیتال وجود دارند.

    سینتیسایزرها از نظر ابعاد و توانائی با یکدیگر متفاوت هستند. برای نمونه، میلتن بیت (Milton Babbitt) در خلق کمپوزیسیون برای سینتی‌سایزر (که در مبحث سدهٔ بیستم به آن می‌پردازیم) سینتی‌سایزری عظیم (و بی‌نظیر) را به‌کار گرفت که در ساخت آن از لامپ خلأ استفاده شده است و سراسر یک دیوار از مرکز موسیقی الکترونیک کلمبیا - پرینستن در نیویورک را اشغال می‌کند. در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ سینتی‌سایزرهای کوچک‌تر و ارزان‌تر ترانزیستوری ساخته شدند که موگ (Moog) و باچلا (Buchla) نمونه‌های آن هستند؛ چنین سینتی سایزرهائی در استودیوهای موسیقی الکترونیک، دانشگاه‌ها و بنگاه‌های تبلیغاتی نصب شد، در کنسرت‌های زندهٔ راک و موسیقی الکترونیک نواخته شد و برای خلق موسیقی فیلم‌های سینمائی و تلویزیونی به‌کار آمد. امروز سینتی‌سایزرهائی بسیار پیشرفته که از توانائی‌های کامپیوتر نیز بهره می‌گیرند ساخته شده است و چندین تکنولوژی گوناگون در آنها به‌کار گرفته می‌شود.

    سینتیسایزرها از تکنولوژی ها و الگوریتمهای مختلفی جهت تولید صدا استفاده می کنند که به این ترتیب به چند دسته تقسیم بندی می شوند:

    سنترآنالوگ (Analog Synthesis): سنترآنالوگ (Analog Synthesis) قدیمی‌ترین تکنولوژی به‌کار رفته در سینتی‌سایزرها که تا حدود ۱۹۸۰ بر موسیقی الکترونیک سیطره داشت - آمیزه‌ای از صداهای پیچیده را که به کمک فیلترهای صوتی پرداخت شده است به‌کار می‌گیرد. این تکنولوژی نیز، مانند هر تکنولوژی آنالوگ، مبتنی بر ارائه داده‌ها به‌صورت مقادیر سنجش‌پذیر فیزیکی - در این مورد، مشخصه‌های فیزیکی امواج صوتی - است.

    سنتز دیجیتال مدولاسیون فرکانس (اف ام - Digital frequency modulation (FM) synthesis) توسط جان چاونینگ (John Chowning) ابداع شد و امتیاز آن را کمپانی یاماها خریداری کرد و از آن پس در سازهای الکترونیک یاماها به‌کار رفته است. این تکنولوژی نیز مانند دیگر تکنولوژی‌های دیجیتال (رقمی) مبتنی بر ارائه مقادیر فیزیکی - در این مورد، مختصات نقاط منحنی‌های صوتی - به‌صورت عدد است.

    subtractive synthesis یا سینتیسایزر با الگوریتم کاهنده بر مبنای فیلترینگ هارمونیکهای غنی فرمهای موج صوتی پایه گذاری شده اند. از این نمونه میتوان به Moog synthesizer اشاره نمود .

    additive synthesis یا سینتیسایزر با الگوریتم افزاینده برای ساختن صدا از افزودن هارمونیکهای وابسته به فرم موج اولیه استفاده میکند. از معروفترین این نمونه میتوان به ارگ هاموند Hammond organ اشاره نمود. این سینتیسایزرها پایه اصلی سینتیسایزرهای ویوتیبل محسوب می شوند .

    wavetable synthesis بر اساس تولید صدا از تکثیر متناوب یک موج مستقل دایره ای عمل می نمایند.

    frequency modulation synthesis از وارد کردن دو دسیگنال کوچک جنراتور برای ساخت یک صدا استفاده می نماید.

    phase distortion synthesis یک روش تولید صدا در Casio CZ synthesizers می باشد .

    Granular synthesis یک گونه از سینتیسایزر است که پایه آن دستکاری نمونه های اسلایس خیلی کوچک می باشد.

    physical modeling synthesis سینتیسایزری است تشکیل شده از یک گروه معادل و هم الگوریتم بر ایجاد صداهایی معادل سازهای واقعی.

    sample-based synthesis . سورس این نوع سینتیسایزر همان صدای ضبط شده از یک ساز واقعی است که به صورت دیجیتال کدگذاری شده با سرعت و فرمهای مختلفی برای ایجاد صداهای گوناگون مورد استفاده واقع می شود.

    قرار گرفتن نمونه‌هائی کوچک از صداهای واقعی ضبط‌ شده با روش دیجیتال در مهار شستی‌های سینتیسایزر، نمونه‌سازی (Sampling) را که نیز به‌عنوان یکی از تکنولوژی‌های کاربردی در سینتی‌سایزر درآورده است؛ با آنکه چنین صداهائی را می‌توان هنگام بخش به‌دلخواه دچار تغییر و تبدیل ساخت، اما در نمونه‌سازی، سنتز به معنای حقیقی وجود ندارد. نمونه‌سازی را می‌توان شکلی پیشرفته از پیوند صداها بر نوار استودیوئی دانست: تکنیکی‌ که به آهنگساز امکان می‌دهد تا به ضبط دیجیتال تکه‌های کوچک صوتی (با همان 'نمونه‌ها' ) بپردازد و سپس آنها را بپروراند. نمونه‌سازی بخشی جدائی‌ناپذیر از کار سینتی‌سایزرهای نه چندان گران‌قیمت متصل به کامپیوتر و نیز یکی از مهم‌ترین جنبه‌های ساخت موسیقی الکترونیک امروزی است.

    یکی از پیشرفت‌های چشمگیر در تکنولوژی سنتز صدا با عنوان رابط دیجیتال سازهای موسیقی (میدی - Musical (instrument diital interface (MIDI). شناخته می‌شود: استانداردی سخت‌افزاری که توسط سازندگان تجهیزات موسیقی الکترونیک برای اتصال وسایل الکترونیک اجراء موسیقی به سینتی سایزر اختیار شده است. میدی امکان آن را فراهم آورده تا مکانیسم نواختن و ایجاد موسیقی به واقع از یکدیگر جدا شوند؛ امروزه شستی‌هائی مشابه شستی‌های پیانو، مهارکننده‌های (Controllers) سازهای بادی چوبی و مهارکننده‌های زهی که هر سه مانند سازهای اصلی به‌کار می‌روند، از وسایلی هستند که برای نواختن موسیقی الکترونیک به سینتی‌سایزر متصل می‌شوند. همچنین با هر کدام از سازهای میدی که به کامپیوتر شخصی (PC) متصل باشند می‌توان سیگنال‌هائی را وارد کامپیوتر کرد یا به آنها از کامپیوتر سیگنال‌هائی فرستاد و استفاده‌کننده می‌تواند به ذخیره و ویرایش موسیقی بپردازد، نت‌هائی را که نگاشته به موسیقی بدل کند یا نت‌هائی را که نواخته است بر نمایشگر دیده یا از چاپگر دریافت کند.

    - کامپیوتر: کامپیوتر سومین و متأخیرترین رده از وسایل الکترونیک است که برای پدید آوردن و نیز ضبط موسیقی به‌کار گرفته شد؛ پس از استودیوی صوتی و سینتی‌سایزر بود که کامپیوتر برای خلق، اجراء و ضبط موسیقی تکامل یافت و به‌کار گرفته شد. از آنجاکه امواج نوسانی سازندهٔ صدا را می‌توان به‌صورت مجموعه‌ای از اعداد (مشخصه‌های فیزیکی) نشان داد، کامپیوتر را می‌توان چنان برنامه‌ریزی کرد که مشخصه‌های صوت را از آهنگساز دریافت کند و سپس آنها را به اعداد متناظر با این مشخصه‌ها تبدیل نماید. سرانجام، اعداد از طریق یک مبدل کامپیوتری به صداهائی قابل شنیدن و قابل ضبط بر نوار صوتی بدل می‌شوند.

    دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ دههٔ پیشرفت تکنولوژی در ساخت کامپیوترهای کوچک بود، کامپیوترهائی که آهنگساز را قدر می‌ساخت تا موسیقی برنامه‌نویسی شده را در همان لحظه بشنود؛ کامپیوترها از آن پس باز هم پیشرفته‌تر شده‌اند. سنتز موسیقی (به‌طور عمده، ایجاد صداهائی که با هیچ شیوهٔ دیگری قابل دستیابی نیستند)، کمک به آهنگساز در نُت‌نگاری (مطابق قواعد منتخب آهنگساز)، ذخیره‌سازی نمونهٔ سیگنال‌های صوتی و مهار مکانیسم سنتز صدا، برخی از کاربردهای کامپیوتر در موسیقی است.

    جداسازی کامل وسایل و روش‌های گوناگون مورد استفاده در موسیقی الکترونیک مدرن از یکدیگر آشکارا نه ممکن است و نه فایده‌ای دارد: تمایز میان تکنولوژی سینتی‌ سایزر و تکنولوژی کامپیوتر تمایزی روشن و مشخص نیست. استودیوهای موسیقی الکترونیک برای دسترسی به صداهائی هر چه متنوع‌تر و نیز مهار بیشتر آهنگساز بر آنها، امروزه گستره‌ای متنوع از دستگاه‌های همبستهٔ الکترونیک مانند دستگاه‌های ضبط، سینتی سایزر، کامپیوتر و دستگاه‌های میکس و فیلترهای صوتی را در خود جا داده‌اند.

    تمام این دستگاه‌ها، امکان بهره‌برداری آهنگساز را سراسر طیف صوتی به‌گونه‌ای بی‌سابقه فراهم می‌آورند. با این همه، کیفیت موسیقی خلق شده هنوز نیز به تخیل و نیروی سازمان‌بخش ذهن انسان بستگی دارد.

    در تعریفی علمی سینتیسایزر به سیستم الکترونیکی گفته می شود که نوسانات الکترومغناطیسی با فرکانس انتخابی را به صورت دقیق تولید می کند. سینتیسایزر برای تولید نوسان دلخواه از یک نوسانساز (اسیلاتور) دقیق (معمولا کریستالی) و یا یک سیگنال زمانبندی مرجع به عنوان ورودی استفاده می کند و در یک بازه فرکانسی می تواند نوسانهایی با فرکانس مطلوب را بر اساس سیگنال مرجع به صورت دقیق و قفل شده تولید کند.

    سینتیسایزرها برای تولید نوسانات تک فرکانس قابل تنظیم (در سیستم های رادیویی) یا مجموعه ای از نوسانات ترکیب شده (سینتی سایزهای چندکاناله در سیستم های صوتی) به کار می روند. این مدارات امروزه در وسایل الکترونیکی زیادی از قبیل انواع گیرنده‌ها و فرستنده های رادیویی، سیستم های رادیویی ماهواره ای و جی پی اس، لوازم موسیقی الکترونیکی و تجهیزات صوتی دیجیتال مانند کارت های صوتی کامپیوترها استفاده می‌شوند.

    اصول سینتیسایزرهای PLL

    یک حلقه فاز قفل شده کاری را برای فرکانس می‌کند که کنترل گین خودکار (AGC) برای ولتاژ انجام می‌دهد ، حلقه فاز قفل شده فرکانس دو سیگنال را مقایسه می‌کند و یک سیگنال خطا متناسب با تفاضل فرکانس دو ورودی ، می‌سازد. سیگنال خطا برای راه اندازی یک ولتاژ کنترل اسیلاتور (VCO) که یک خروجی فرکانس دارد استفاده می‌شود . خروجی فرکانس VCO از تقسیم کننده فرکانس عبور داده شده و به ورودی سیستم باز می‌گردد که یک حلقه فیدبک منفی می‌سازد . اگر خروجی VCO از فرکانس خود خارج شد سیگنال خطا افزایش خواهد یافت در نتیجه PLL فرکانس را در معکوس آن فرکانس تغییر می‌دهد تا سیگنا خطا را کاهش دهد ، بنابراین خروجی در فرکانس ورودی دیگر قفل می‌شود . این ورودی را مرجع (Reference) می‌نامند و توسط اسیلاتور بسیار باثبات کریستالی تامین می‌گردد .

    مسئله اساسی و کلیدی به جهت تولید فرکانس‌های مختلف در سینتی سایزر تقسیم کننده بین ورودی و خروجی فیدبک است ، این تقسیم کننده معمولاً کانترهای دیجیتالی می‌باشد که خروجی سیگنال سینتی سایزر نقش کلاک را برای کانتر ایفا می‌کند .کانتر با قرار دادن مقدار اولیه و کلاک ورودی ، به سمت پایین می‌شمارد ، وقتی کانتر به صفر رسید ، خروجی کانتر تغییر وضعیت داده و مقدار کانتر دوباره بار گذاری می‌شود . این مدار واضح است که توسط فلیپ فلاپ‌ها اجرا می‌شود ، زیرا طبیعت این مدار دیجیتالی است و ارتباط دهی آن با دیگر قطعات دیجیتالی و میکروپروسسورها ، آسان می‌باشد . توسط سینتی سایزر ، فرکانس خروجی ، توسط سیستم دیجیتالی ، کنترل می‌شود .


    شما مجاز به دیدن تصاویر نیستید. با مدیر کل سایت در تماس باشید

    مثال

    برای سیگنال مرجع ۱۰۰KHz و تقسیم کننده بتواند هر مقداری بین ۱ تا ۱۰۰ قرار داده شود . سیگنال خطا توسط مقایسه کننده تولید می‌شود و وقتی خروجی تقسیم کننده ۱۰۰KHz باشد سیگنال خطا صفر خواهد شد . به این منظور VCO باید در فرکانس «۱۰۰KHz× مقدار کانتر» کار کند . بنابراین VCO خروجی ۱۰KHz را برای تقسیم ۱ ، ۲۰۰KHz برای تقسیم ۲ ، ۱ MHz برای تقسیم ۱۰ و به همین ترتیب ، توجه فرمائید که نمام مضرب‌های فرکانس مرجع به دست می‌آید .

    در کاربرد این نوع از سینتی سایزر نمی‌توان در پهنای رنج بالایی از فرکانس‌ها کار کرد زیرا مقایسه کننده یک پهنای باند محدودی خواهد داشت که ممکن است به وضعیت قفل اشتباه یا یک ناتوانی قفل در تمامی موارد منجر شود . بعلاوه ساخت VCO با رنج وسیع در فرکانس بالا کار دشواری است ، این دشواری از چندین فاکتور ناشی می‌شود اما ابتدایی ترین مشکل محدودیت رنج خازنی در دیود واراکتور می‌باشد . به هر حال در بیشتر سیستم‌های تحت سینتی سایزر ما نمی‌توانیم رنج وسیعی داشته باشیم اما حدود معینی را در محدوده رنج تعریف شده همانند کانال‌های رادیویی در یک باند مخصوص ، را می‌توانیم داشته باشیم .

    پرسی کالر مدول دوبل (Dual – Modulus Prescaler)

    در بسیاری از کاربردهای رادیویی به فرکانسی نیاز است که بیشتر از فرکانسی که می‌تواند به ورودی کانتر داده شود ، باشد . برای مغلوب شدن بر این فرکانس ، تمام کانتر ممکن است از عناصر منطقی پر سرعت (ECL) یا عناصر معمول برای پایه ریزی استفاده شود . استفاده از یک مرحله تقسیم با سرعت بالا ، را پرسی کالر (Prescaler) می‌نامند . که سطح فرکانس قابل کنترل را کاهش می‌دهد،بدین معنی که به ازاء هر پله میزان تغییرات کمتری در خروجی ایجاد می‌شود. زمانی که پرسی کالر بخشی از خارج قسمت کلی باشد ، یک پرسی کالر ثابت می‌تواند باعث ایجاد مشکلاتی در طراحی یک سیستم با کانال‌هایی در اختلاف فرکانسی کم ، بوجود آید ، مخصوصاً در مواجهه با کاربردهای رادیویی این امر به وضوح مشکل ساز است ، این مشکل توسط یک پرسی کالر مدول دوبل (Dual – Modulus Prescaler) ، رفع می‌گردد . جهات بیشتر عملی ، نگرانی‌های دیگری همچون ، زمان سوییچ سیستم ار کانالی به کانال دیگر ، زمان قفل شدن ، زمانی که اولین سوییچ انجام شده باشد ، چه مقدار نویز در خروجی موجود می‌باشد ، را به ما اعلام می‌دارد . تمام این مسائل از عملکرد فیلتر حلقه سیستم ، نشات می‌گیرد ، که از فیلتر پایین گذر قرار داده شده بین خروجی مقایسه کننده فرکانس و ورودی VCO ناشی می‌گردد . معمولاً خروجی مقایسه کننده فرکانس در فرم پالس خطاهای کوتاه است ، اما ورودی VCO باید یک ورودی صاف DC بدون نویز باشد .(هر نویزی دراین سیگنال باعث مدولاسیون فرکانس در VCO می‌شود) . فیلترینگ سنگین سرعت پاسخ دهی VCO در تغییرات را کاهش خواهد داد ، باعث انحراف فرکانسی و کاهش سرعت پاسخ دهی می‌شود ، اما فیلترینگ سبک ، نویز و دیگر مسایل با هارمونیک‌ها را ایجاد خواهد کرد . بنابراین طراحی فیلتر در کارایی سیستم نقش مهم و اساسی دارد ، در واقع قسمت اصلی که طراح در هنگام ساخت یک سینتی سایزر فرکانس مواجه می‌شود ، همین فیلتر است .

    منبع : تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند.

    7 کاربر زیر از milad_a عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.



  3. Top | #3

    /images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif

    عنوان کاربر
    مدیرکل سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    نوشته ها
    17,262
    تشکر
    60,988
    تشکر شده 92,709 بار در 18,035 ارسال
    Trance
    DJ Tatana

    سیستم فواصل تقسیم مساوی طول

    درود

    نوشته آرمان دیناروند عزیز :

    (Equal divisions of length) بخش 1
    سیستم تقسیم مساوی طول :
    سیستم تقسیم مساوی طول یا Equal divisions of length EDLروش تعیین فواصل موسیقی است که در آن به جای به کارگیری نسبت های فرکانسی فواصل از روابط طولی وتقسیم طول سیم به فواصل مساوی و سپس برآورد نسبت های فرکانسی استفاده می شود . در این سیستم مفروضات زیر را داریم :


    طول سیم= L
    تعداد تقسیمات مساوی طولی= N
    فاصله موسیقی= R


    اگر طول L به N قسمت مساوی تقسیم شود ، اکتاو در N/2 بسته خواهد شد . طول سیم معادلN/N و پرده Kام طول سیم را به N-K)/N) تغییر می دهد. با توجه به رابطه عکس طول سیم و نسبت فاصله موسیقی داریم :
    R~1/L
    R=N/(N-K)
    در شکل زیر می توان فواصل حاصل از تقسیم طول سیم به 40 بخش مساوی را مشاهده نمود :
    شما مجاز به دیدن تصاویر نیستید. با مدیر کل سایت در تماس باشید
    شکل1: نحوه تقسیم بندی طول سیم


    با توجه به آنکه در این سیستم به تعداد N/2 فاصله موسیقی وجود دارد ، می توان آن را با سیستم هم درجه آن در تقسیمات مساوی اکتاو مقایسه نمود.

    شما مجاز به دیدن تصاویر نیستید. با مدیر کل سایت در تماس باشید
    شکل 2 : فواصل دو سیستم 20-EDO و 20-EDL و نمودار مقایسه ای آنها


    مقایسه سیستم EDL با سیستم تقسیم مساوی اکتاو Equal divisions of octave) EDO)
    سیستم EDO سیستمی از فواصل است که نسبتهای فرکانسی بین فواصل آن یکسان است . نمونه بارز ٬ سیستم فواصل 12 قسمت مساوی در اکتاو ٬ 12-EDO 12 equal divisions of octaveیا همان سیستم 12 نیم پرده معتدل می باشد. به جدول فواصل دو سیستم هم درجه 20-EDO و 40-EDL ( شکل2) توجه نمایید :

    با توجه به شکل می توان مشاهده نمود که علی رغم مساوی بودن تعداد درجات این 2 سیستم (20 درجه) ، روند ساختاری آنها با هم متفاوت است . چرا که هر کدام از این سیستمها بر اساس یک بنیاد ریاضی خاصی شکل گرفته اند.

    در سیستم 20-EDO با رتبه (CARDINALITY) 20٬ می توان ساختار یک تصاعد هندسی را مشاهده نمود که بین قدر نسبت این تصاعد P و رتبه N رابطه زیر برقرار می گردد :


    شما مجاز به دیدن تصاویر نیستید. با مدیر کل سایت در تماس باشید

    به عنوان مثال در سیستم 20-EDO داریم :


    شما مجاز به دیدن تصاویر نیستید. با مدیر کل سایت در تماس باشید

    عدد حاصله معرف قدر نسبت در سیستم هندسی با رتبه 20 است . برای پیدا کردن فاصله سوم کوچک در سیستم 20-EDO باید عدد 1.03526 را به توان 5 رساند . همچنانکه از نمودار سیستمهای فواصل مشاهده می شود این سیستم دارای تابع خطی بوده و فرمول تابع آن عبارت است از:


    Y=1200/N

    درسیستم EDL (شکل 2 )، رشته ای از کسرها را مشاهده می کنیم که صورت (NOMINATOR) کسر ٬ تعداد تقسیمات مساوی طول سیم و رتبه سیستم N را تعریف می کند . اولین درجه سیستم در این سری کسر N/N است که معادل نسبت فاصله 1/1 می باشد . درجه بعدی دارای نسبتی معادل زیر است :

    شما مجاز به دیدن تصاویر نیستید. با مدیر کل سایت در تماس باشید



    بررسی فواصل تنبور بغدادی
    فارابی * در کتاب "موسیقی کبیر" ، تنبور بغدادی را از انواع معروف سازهای گروه تنبور ذکر می کند. به گفته او این ساز را در شهرهای عراق و حوالی آن و نیز مغرب و جنوب آن می نواختند. تنبور بغدادی کاسه کوچکتر از تنبور خراسان داشته و 2 سیم بر آن می بستند. برای پرده بندی آن نیز طول بین شیطانک و خرک را تقسیم بر 8 کرده و پرده ای بر آن جا می بستند.

    این پرده دارای نسبت 8/7 طول سیم و نسبت فاصله ای 7/8 می باشد. سپس این فاصله به 5 قسمت مساوی تقسیم شده و به این ترتیب عملا طول سیم به 40 قسمت طولی مساوی تقسیم می شد. 5 تقسیم اولیه در نوازندگی این ساز مهمترین نقش را داشته اند. به گفته فارابی می توان در این ساز بقایای پرده بندی پیش از اسلام رامشاهده کرد. در شکل 1 می توان تمام نسبتهای حاصل از این سیستم را در محدوده 1 اکتاو مشاهده نمود . شکل 1 نشاندهنده سیمی است که بین خرک و شیطانک یک ساز فرضی قرار گرفته است .

    از جمله کوکهای رایج در تنبور بغدادی می توان موارد زیر را برشمرد:

    1- همصدایی دو سیم
    2- کوک بر اساس وجود 1 فاصله مشترک بین دو سیم


    شما مجاز به دیدن تصاویر نیستید. با مدیر کل سایت در تماس باشید
    شکل 3
    مثال 1:کوک سیم پایین با فاصله 19/20(معادل 88.8007 سنت)زیر تر از سیم بالایی مطابق با دومین پرده . این کوک رایج ترین کوک تنبور بغدادی بوده است.
    مثال 2: کوک دو سیم با فاصله چهارم درست (3/4)
    مثال 3 : کوک دو سیم به فاصله سوم بزرگ (4/5)

    بررسی فواصل طبیعی در سیستم 40-EDL و در تنبور بغدادی
    سیستم فواصل طولی علی رغم ساختار خاص خود ، سری فواصل "طبیعی" راتولید می نماید. درشکل 3 نام پاره ای از فواصل طبیعی مربوط به تنبور بغدادی را مشاهده می نمایید

    سیستم فواصل تقسیم مساوی طول
    (Equal divisions of length) بخش 3
    ناهمگنی فواصل سیستم EDL درسازهای زهی پرده دار
    باید دانست که علی رغم مساوی بودن طول بخش های سیم ٬ ساختار این سیستم دارای تقسیمات اکتاوی غیر مساوی است (می توان آن را جزء سیستمهایی با تقسیمات دارای روند افزاینده Ascending trend دانست). اگر سازی مانند تنبور بغدادی که سیمهایش به فاصله چهارم کوک شده اند را درنظر بگیریم اندازه "فاصله" هر بخش در سیم اول بعد از پرده مربوط به فاصله چهارم با اندازه "فاصله" بخشهای مربوط به سیم دوم که به فاصله چهارم کوک شده است با هم یکسان نمی باشند .

    درشکل 4 اندازه "فواصل بخشها" در تنبور بغدادی محاسبه شده است . مشخص است که اندازه "فواصل بخشها" در سیستم EDO یکسان است ( شکل 5) ولی در سیستم EDL روند افزاینده Ascending trend دارد. به همین دلیل در تنبور بغدادی تتراکورد دوم سیم اول با تتراکورد اول سیم دوم یکسان نمی باشند .


    شما مجاز به دیدن تصاویر نیستید. با مدیر کل سایت در تماس باشید

    تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند. در تماس باشید



    شکل4 – هم اندازگی طول بخشهای سیم و ناهم اندازگی اندازه فواصل سیستم EDL درسازهای زهی پرده دار
    شما مجاز به دیدن تصاویر نیستید. با مدیر کل سایت در تماس باشید

    تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند. در تماس باشید



    شکل5 – نا هم اندازگی طول بخشهای سیم و هم اندازگی فواصل سیستم EDO درسازهای زهی پرده دار

    * ابونصر محمد بن محمد طرخان فارابی ، متولد 873 میلادی در فاراب خراسان و متوفی به سال 950 میلادی در دمشق ، از فیلسوفان بزرگ ایرانی بوده است که به کلیه علوم زمان خویش آگاهی داشته و خصوصا جنبه تئوری و عملی موسیقی را به خوبی می دانست . فارابی در کودکی عود می نواخت و می گویند که ساز قانون نیز از ابداعات او می باشد. او بسیار باهوش و دارای استدلال قوی بوده و به چند زبان رایج زمانه خود تسلط داشته است.

    از تالیفات او در زمینه موسیقی می توان کتاب موسیقی کبیر را نام برد که آنرا برای وزیر ابوجعفر محمد بن قاسم کرخی نوشت :" با تشویقت مرا یادآوری کردی به بررسی اجمالی بر آنچه شامل هنر موسیقی می شود که به قدما نسبت داده شده است و از من خواستی که آنرا درکتابی برایت ثبت کنم و بهتر است که در آن شرح و کشفی وجود داشته باشد تا برای خواننده راحت تر شود".

    بیشتر کتابهای فارابی از بین رفته و آنچه برجای مانده است بخش بسیار اندکی است از تلاش آن دانشمند بزرگ ایرانی. فارابی در کتاب موسیقی کبیر بسیار هوشمندانه به توصیف ساختار ساز ها و نحوه پرده بندی و محاسبه فواصل آنها می پردازد. او به نقش کاربرد لگاریتم در محاسبه فواصل موسیقی پی برده و عملا آن را به کار می گیرد. در کتاب موسیقی کبیر٬ سیستم فواصل 12 قسمت مساوی در اکتاو٬ 12-EDO 12-equal divisions of octaveکه همان سیستم 12 نیم پرده معتدل است را تشریح نموده٬ همچنین براساس سیستم 144 قسمتی مساوی دراکتاو٬ به تشریح اجناس و مقامهای موسیقی می پردازد. شادروان مهدی برکشلی برهمین اساس ٬ واحد اندازه گیری فواصل موسیقی ٬ فاراب ٬ را که یک درجه از سیستم فواصل 144 قسمت مساوی در اکتاو است را به افتخار او معرفی می نماید.

    مراجع:
    - ابونصر فارابی ، الموسیقی الکبیر ، ترجمه بافنده اسلامدوست ، انتشارات پارت ، 1375
    - تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند.

    یونان باستان وسیستم تقسیم مساوی طول
    از آنچه فارابی در مورد تنبور بغدادی عنوان نموده است ٬ مشخص می شود که با سیستم فواصل با قدمتی پیش از اسلام مواجه گشته ایم. تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند. ٬ به جرات می توان گفت که یونانیان اولین کسانی بودند که استفاده عملی از سیستم فواصل تقسیم مساوی طول را نشان دادند.

    طی مکاتبه خصوصی اینجانب با دانشمند شهیر و محقق معروف میکرو تونالیته ٬ آقای دکتر جان چالمرز(تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند. ) ٬ ایشان مشخص نمودند که بطلمیوس تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند. به هنگام تبیین تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند. ارائه شده توسط اریستوکسنوس تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند. ٬ طول سیم را به 120 بخش طولی مساوی تقسیم نموده است. بدین ترتیب ساختار فواصل تمامی مدهای یونان باستان توسط سیستم120-EDL قابل تعریف می باشد.

    . به گفته چالمرز ٬ این نتایج حاصل تحقیقات محققینتنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند. و تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند. بر روی ساز بادی باستانی یونان به نام تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند. می باشند.

    7 مد یونان باستان را Harmoniai می نامیدند و هرکدام را بنا به حالت و بیان وابسته به یک سیاره می دانستند. خانم شلزینگر ساختار فواصل 7 مد یونانی را بر اساس سیستم EDLبه شکل زیر نشان داده است :

    ساختار فواصل سیاره وابسته مد نت آغاز
    شما مجاز به دیدن تصاویر نیستید. با مدیر کل سایت در تماس باشید

    ناگفته نماند که ساختار یک سیستم N-EDL را می توان به صورت زیر نمایش داد :
    N , N-1 , N-2 , ……., N-M
    به گونه ای که N-M معادل N/2 شود. به این ترتیب سیستم 16-EDL را می توان به صورت زیر نمایش داد :
    16 15 14 13 12 11 10 9 8
    عدد 16 در این سری اعداد ٬ نماینده اولین درجه سیستم است و بقیه فواصل به ترتیب زیر ایجاد می شوند :
    16/16 16/15 16/14 ……… 16/8
    که پس از ساده شدن می توان نوشت :
    0: 1/1
    1: 16/15
    2: 8/7
    3: 16/13
    4: 4/3
    5: 16/11
    6: 8/5
    7: 16/9
    8: 2/1

    فواصل 7 مد یادشده از دید شلزینگر و هاميلتون در سیستم EDL ٬ بر اساس سنت Cent به قرار زیر می باشد :

    شما مجاز به دیدن تصاویر نیستید. با مدیر کل سایت در تماس باشید

    با کمی توجه به الگوهای فاصله ای بالا متوجه می شویم که درمد هیپوفریژین ٬ تتراکورد دوم و در مد فریژین تتراکورد اول کاملا با موسیقی ایرانی مطابقت داشته و با فرض نت C به عنوان نت اول گام داریم :
    تتراکورد اول فریژین : دو ر کرن می بمل فا
    تتراکورد دوم مد هیپو فریژین : سل لا کرن سی بمل دو
    همچنین در این مورد می توان پنتاکورد فا سل کرن لا بمل سی بمل دو در مد هیپودورین را بر شمرد.

    5 کاربر زیر از milad_a عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


پاسخ با نقل قول پاسخ با نقل قول

  • Top | #4

    /images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif

    عنوان کاربر
    مدیرکل سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    نوشته ها
    17,262
    تشکر
    60,988
    تشکر شده 92,709 بار در 18,035 ارسال
    Trance
    DJ Tatana

    Midi

    همانطور که می دانیم، MIDI یا Musical Instrument Digital Interface استاندارد فراگیر مرتبط نمودن سازهای الکترونیک با یکدیگر و یا با کامپیوتر می باشد. گرچه اختلاف ظاهری زیادی ما بین نصب دو وسیله MIDI در منزل و در یک استودیوی بزرگ وجود ندارد اما با کمی دقت می توان دریافت که دنیایی از تفاوت ها در این میانه حاکم است.
    در این نگاشته به موارد اساسی پیکربندی حرفه ای MIDI از آن گونه که در استودیوهای بزرگ وجود دارد اشاره خواهد شد.

    1سخت افزار MIDI
    1-1)اتصال
    نخستین ایرادی که به سخت افزار MIDI وارد است، آسینکرون یا ناهماهنگ بودن رابط (Interface) می باشد. می دانیم که در هر سریال بایت، هشت بیت برای پیام MIDI، یک بیت برای آغاز و یک بیت برای پایان وجود دارد. در نتیجه برای هر دوره 320 میکروثانیه سریال بایت، 10 بیت وجود دارد. این مسئله موجب تأخیر ارسال پیام MIDI می گردد که توضیح آن به تفصیل در مبحث تأخیر MIDI آورده خواهد شد. ابزارهای MIDI معمولاً مجهز به یک پورت خروجی (MIDI Out)، یک پورت ورودی (MIDI In) و در بعضی مواقع یک پورت گذرا (MIDI Thru) می باشند.
    نری و مادگی اتصال های 5 پین استاندارد DIN می بایست به یکدیگر متصل شوند. برای برخی از ابزارهای MIDI و کارت های صدا تذکر داده شده است که این کار هنگامی که دستگاه ها خاموش هستند انجام شود. این نوع اتصال، از زمان معرفی MIDI به کاربران آن در 1983 تا امروز قراردادی بین المللی با قابلیت سازگاری بسیار بالا در میان همه سازندگان سازهای الکترونیک بوده است. حتی لامپ ها و سرپیچ ها تا این حد سازگار نیستند.
    باید همواره به یاد داشته باشیم که این اتصال های DIN بسیار آسیب پذیرند. نکته قابل توجه غیر قانونی بودن اتصال های اشتباه MIDI است. از آنجایی که تجهیزات MIDI با ریزپردازنده های بالاتر از MHz1 کار می کنند، یک اتصال اشتباه MIDI می تواند منجر به دریافت سیگنال های همسان رادیویی شده در نتیجه عملی غیر قانونی محسوب شود! به این علت از 1996 همه تجهیزات MIDI که در اروپا به فروش می رسد باید مطابق با استاندارد CE EMC باشد و در امریکای شمالی همواره استانداردFCC رعایت شده است.
    2-1) کابل MIDI
    کابل MIDI باید حداکثر 15 متر طول داشته باشد و در هر دو سر خود مجهز به اتصال نری 5 پین DIN باشد.
    به خاطر داشته باشیم که اتصال های 5 پین DIN باید از نوع 180 درجه ( و نه 240 درجه) باشد.
    کابل های YAMAHA 03 از بهترین کابل های MIDI محسوب می شود. اما متاسفانه به راحتی در دسترس نمی باشد.
    2- نرم افزا ر MIDI
    هر گونه نرم افزاری که امکان نواختن، تنظیم و انتقال پیام های موسیقایی MIDI را به کاربر بدهد، یک نرم افزار MIDI محسوب می شود. اما نکته مورد بحث ما در این جا استانداردهایی است که امکان توسعه عملکردهای MIDI را از طریق ایجاد محیط های مناسب برای استفاده از سازها و افکت های مجازی فراهم می کند. این استانداردها انواع گوناگون دارد که می توان آن ها را به شرح زیر نام برد:
    1-VST
    2-Direct X (Windows Only)
    3-RTAS
    4-Rewire
    5-Audio Units (Mac Only)
    در بخش های بعدی به بررسی مهم ترین استانداردهای فوق خواهیم پرداخت.

    1-2 VST و دیگر استانداردها
    VST سرنام عبارت Virtual Studio Technology می باشد و در ابتدا تنها به نرم افزارCubase محصول Steinberg اطلاق می شد، اما امروزه به طیف وسیعی از Plug-in های سازگار با Cubase اشاره دارد. Plug-in ها نرم افزارهایی هستند که می توانند به عنوان سازهای مستقل یا افکت های استودیویی مورد استفاده قرار گیرند، که در حالت نخست به آن ها VSTi می گویند.
    VSTi ها می توانند برای ایجاد و تلفیق صدا (همچون یک سینتی سایزر واقعی) یا پخش صدای Sample شده (همچون یک سمپلر واقعی) مورد استفاده قرار گیرند. در یک پیکربندی درست می توان VSTi ها را همچون ابزارهای موسیقی با یک کنترلر MIDI یا یک کی بورد که مجهز به سیستم MIDI باشد نواخت.
    استاندارد VST توسط کمپانی Steinberg ابداع شد و سپس به پروتوکل فراگیری جهت نرم افزارهای موسیقی تبدیل گشت. نرم افزارهای VST نیازمند یک میزبان (VST Host) می باشند. از موفق ترین میزبان های VST می توان Cubase و Fruityloops را نام برد.
    2-2 Direct X Instrument
    Direct X اصولا رابط یک برنامه سازی کاربردی ویندوز است که امکان دستیابی مستقیم به سخت افزار کارهای گرافیک و صوتی کامپیوتر را برای برنامه های کاربردی فراهم می کند.
    DXi استانداردی همانند VST می باشد اما این استاندارد تنها در PC ها قابل استفاده است و در نتیجه کاربران Mac نمی توانند از آن بهره بگیرند. این استاندارد توسط Cakewalk ابداع شد و به تدریج به تکامل رسید. کمپانی Cakewalk با عرضه Sonar و Project5 محیط مناسبی برای DXi که ضمناً سازگار با VST نیز بود، فراهم نمود.

    3- پیام های MIDI
    همانگونه که گفته شد، یک پیام MIDI از یک بیت آغاز، هشت بیت داده، و یک بیت پایان تشکیل شده است. این موجب ایجاد 10 بیت بر سریال بیت با دوره 320 میکروثانیه می شود.
    فرامین MIDI به صورت اعداد دسیمال و هگزا دسیمال ارسال می شود. برای مثال جدول زیر چهار مورد از فرمان های ارسالی از کنترلر MIDI را نشان می دهد:
    پیام های MIDI همواره به شکل حلقه ای (Loop) دریافت و ارسال می شوند. هر سیگنال ارسالی باید مجدداً دریافت گردد. از این رو احتمال دارد با نصب MIDI In و MIDI Out دو وسیله به یکدیگر سیگنال های ناخواسته و مزاحمی توسط دستگاه ها دریافت گردد. در صورت بروز چنین اشکالی می توان اتصالی را که در آن لحظه مورد استفاده نیست را قطع نمود.

    4- تاخیر MIDI
    پیش از این گفتیم که ارتباط MIDI دارای تاخیر می باشد. در کامپیوترهای قدیمی تر این تاخیر بسیار زیاد بوده است اما امروزه با بالارفتن سرعتCPU ها و همچنین استاندارد ASIO این تاخیر تقریباً فراموش شده است. تاخیرهای MIDI علل و انواع گوناگون دارد که می توان آنها را به شکل زیر خلاصه کرد.
    4-1 تاخیرBottleneck (Bottleneck Delay)
    این تاخیر به علت ارسال اطلاعات بیش از حد می باشد. در این حالت هنگامی که هر 16 کانال MIDI اشغال می باشد، اگر دو نُت، همزمان نواخته شود، 1ms تاخیر بین آن دو به وجود خواهد آمد.
    2-4 تاخیر Latency ( (Latency Delay
    اگر کامپیوتر مشغول پردازش موضوع دیگری باشد به نواخته شدن کلاویه و دریافت پیام های MIDI به موقع پاسخ نمی دهد.
    3-4 تاخیرپردازشی (Processing Delay)
    هر ابزاری که داده های MIDI را دریافت کند، آنرا به طریقی جا به جا می کند و سپس دوباره مرتب می نماید تا برای ارسال آماده باشد. این پردازش موجب 0.32ms تاخیر خواهد شد.
    4-4 تاخیرهای چندگذرگاهی (Multiport Delay)
    این تاخیرها، بدترین نوع تاخیرها هستند چرا که به عنوان پدیده ی ساختاری موارد فوق، همواره وجود دارند. هرچه سیستم بزرگتر باشد، طول این تاخیرها بیشتر است. در چنین مواردی بهتر است اتصال های MIDI را تنها به نواختن کلاویه ها یا تغییرات دقیق Knob ها اختصاص داد و برای امور دیگر از USB استفاده نمود.
    5-4 تاخیرهایScan (Scanning Delay)
    همه ی قسمت های یک کامپیوتر به طور مستمر در حال Scan به طور مستمر در حال Scan شدن ریزپردازنده هاست. بعضی CPU ها سریعتر و بعضی کندترند. به طور معمول، knob ها در فواصل زمانی 10ms، Scan می شوند و Pitch bender ها در فواصل زمانی کوتاه تر (حدود 5ms).
    6-4 تاخیرهای Schedule
    اکثر سکوئنسرهای کامپیوتری در فاصله زمانی درونی خود که معمولاً 2/5 ms می باشد کار می کنند. اگر Tempo دقیق باشد، مشکلی به وجود نمی آید. اما هنگامی که یک سیگنال MIDI فاصله زمانی Decimal خود را از دست بدهد باید در انتظار بماند. این امر موجب تاخیر محسوسی در اجرا می گردد. بهتر است سازندگان نرم افزارها بیش از GUI های پرزرق و برق، به تایمینگ دقیق تر محصولات خود بپردازند.
    نکته: تاخیرهای MIDI به راحتی با یک اوسیلوسکوپ (Dual Beam) قابل اندازه گیری است. از آنجایی که MIDI جریانی حلقه ای است (Current Loop) تا هنگامی که ارتباط به صورت Loop نباشد، هیچ ولتاژی در اوسیلوسکوپ قابل مشاهده نخواهد بود.
    به امید آن که این جزوه مختصر (تاحدی) برای علاقمندان مفید بوده باشد. آنچه انکارناپذیر است اهمیت سیستم های الکترونیک در جهان موسیقی امروز است، لذا از کلیه علاقمندان به مقوله موسیقی الکترونیک، MIDI و سایر مطالب مرتبط دعوت می شود ما را از ایده ها و تجربیا ت خود آگاه سازند.
    یک راهنمایی کوچک برای داشتن یک سیستم MIDI در منزل:
    اگر می خواهید یک استودیوی MIDI در منزل خود داشته باشید، به خاطر داشته باشید که بالا بودن سرعت CPU برای شما یک الزام است.
    برای تهیه کارت صدا، معمولاً هزینه بالا پشیمانی به دنبال ندارد اما دقت کنید که کارت صدایی که می خرید مطابق با نیازهایتان باشد.
    M-AUDIO QUATTRO از بهترین انتخاب هاست. چرا که کانکشن صوتی (4*4) (24 bit/ 96 KHz) و ارتباط MIDI (1*1) را به هر کامپیوتر مجهز به USB فراهم می کند. برگشتی استریو برای افکت و دو خروجی هدفون به سیستم خود بیفزایید.
    اگر به یک کنترلر MIDI خوب نیاز دارید (و کیبورد MIDI ندارید)، می توانید از یک دستگاه M-AUDIO OXYGEN که علاوه بر دو اکتاو کلاویه دارای هشت Knob نیز می باشد استفاده کنید. (گرچه من شخصاً YAMAHA DJXرا به M-AUDIO OXYGEN ترجیح می دهم.)
    نرم افزارهای مورد نیاز شما برای آغاز کار می تواند Sonar و Cubase برای ضبط و سکوئنس صدا و MIDI باشند. اگر به موسیقی House و Trance علاقمند هستید، نرم افزار Reason محصول Propellerheads را فراموش نکنید. اگر به محیطی نیاز دارید که همه استانداردهای Plug-in ها را Support کند و ضمناً کیفیت بالای میکس نیز به شما ارائه دهد می تواند از Fl Studio محصول Image line استفاده کنید.
    مونیتورهای شما مهم ترین ابزار شما در ضبط و میکس موسیقی است. اگر بودجه برای مونیتورهای استودیویی Infinity و Mission ندارید، می توانید مونیتورهای Studiophile را که ارزان تر هستند تهیه کنید. به خاطر بسپارید که مونیتورها نباید صدایی غیرعادی (ولو زیباتر از صدای واقعی) به شما بدهند، چرا که شما باید قطعه ای را که میکس می کنید به دقت و به تفکیک بشنوید.
    * در صورتی که نیاز به کنترلرهای بزرگ تر از 5 اکتاو و یا کلاویه هایی با اکشن پیانو دارید می توانید از کنترلرهای Studio logic که البته خیلی گران تر از انواع 5 اکتاو و کوچکتر هستند استفاده کنید

    5 کاربر زیر از milad_a عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.



  • Top | #5

    /images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif

    عنوان کاربر
    مدیرکل سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    نوشته ها
    17,262
    تشکر
    60,988
    تشکر شده 92,709 بار در 18,035 ارسال
    Trance
    DJ Tatana

    ریتم و هارمونی

    در موسیقی "ریتم هارمونی" به میزان یا نرخی گفته می شود که آکوردها - یا همان هارمونی هر قسمت - در طول اجرای قطعه دستخوش تغییر می شوند. به بیان دیگر اگر بتوانیم رفتار تغییرات هارمونی را در یک قطعه تشخیص داده آنرا ترسیم کنیم در نهایت به شکلی می رسیم که از آن می توان ریتم هارمونی را استخراج کرد.

    در یک قطعه موسیقی تنال، ملودی و هارمونی بصورت ذاتی تمایل به حرکت حول و حوش تنالیته دارند، میزان دوری و نزدیکی از تنالیته در واحد زمان ویژگی ای در موسیقی پدیدار میکند که "ریتم هارمونی" نامیده می شود. (همانند تغییرات کشش نتها که ریتم را بوجود می آورد.)

    برخلاف ریتم - به معنای نحوه تغییر کشش نتها - ، هارمونی و یا ملودی که اغلب در تجزیه تحلیل قطعات موسیقی مورد توجه موسیقیدانان قرار می گیرد، "ریتم هارمونی" جز در موارد خاص تحلیل نمی شود. بعنوان یک نتیجه از این بررسی ها می توان به تفاوت "ریتم هارمونی" در موسیقی کلاسیک و باروک اشاره داشت. "ریتم هارمونی" در موسیقی کلاسیک بیش از باروک است، با وجود آنکه هارمونی موسیقی کلاسیک به مراتب ساده تر از هارمونی موسیقی باروک است.

    با کمی دقت می توان دریافت که "ریتم هارمونی" می تواند نشان دهنده میزان فعالیت یا پردازشهایی باشد که مغز با شنیدن موسیقی، برای درک آن باید انجام دهد. حتی اگر در بافت موسیقی آکوردهای ساده وجود داشته باشد تغییرات سریع آن می تواند مغز را به پردازش بیشتری وا دارد.

    تاثیر "ریتم هارمونی" در موسیقی
    شاید برای شما جالب و حتی تعجب آور باشد اگر بدانید که "ریتم هارمونی" می تواند موسیقی ای را که ما می شنویم دستخوش تغییرات شدیدی نماید. آزمایشهای فیزیکی انجام داده شده نشان می دهد سرعت اجرای نتها و تداخل امواج حاصله از آنها با یکدیگر و هارموینک های خودشان، می تواند در نحوه شنیدن موسیقی تغییرات زیادی ایجاد کند.

    ریتم به معنای رفتار تغییر کشش نتها در واحد زمان با هارمونی ارتباط تنگا تنگی دارند. بعنوان مثال اگر شما با تمپوی بسیار پایین بصورت متناوب نتهای دو، می و سل را اجرا کنید هیچ احساس خاصی از وجود هارمونی در آن نخواهید کرد. اما اگر همین تمپو را بتدریج بالا ببرید بطور قطع آکورد دو ماژور را خواهید شنید.

    رابطه برعکس هم وجود دارد تغییرات هارمونی می تواند روی ملودی ای که ذهن شما از موسیقی استخراج می کند تاثیر بگذارد.

    یک آزمایش جالب
    ارتباط ریتم و هارمونی به مواردی که در بالا گفتیم محدود نمی شود و بسیار پیچیده تر از آن است که فکرش را می توان کرد. یکی از آن موارد، تاثیر سرعت اجرای یک نت بر صدای حاصل از آن است. نت ثابتی در نظر بگیرد و با الگویی مانند "یک نت چنگ + دو نت دولا چنگ + دو نت چنگ + دو دولا چنگ + یک چنگ" آنرا با سرعت بالا روی پیانو اجرا کنید. اگر گوش دقیقی داشته باشید بوضوح مشاهده می کنید که بجای صدای یک نت، فاصله پنجم آنرا می شنوید!

    خصوصیات فیزیکی و آکوستیکی ساز از یک طرف و نیز الگوی نواختن نت ها از طرف دیگر مشخص می کند که در سرعت های بالای اجرا، کدام نت علاوه بر نت اصلی شنیده خواهد شد. شکل زیر تعدادی از الگوهای اجرایی را با فاصله ای که در نهایت شما می شنوید را نمایش می دهد :

    شما مجاز به دیدن تصاویر نیستید. با مدیر کل سایت در تماس باشید


    لازم به ذکر است الگوهای ریتمیک دیگری نیز وجود دارند که توسط آنها می توان با استفاده از یک نت دیگر فاصله ها را ایجاد کرد. موضوع حتی می تواند فراتر از این نیز کشانده شود، شما می توانید - حداقل از لحاظ تئوری - با استفاده از الگوهای خاص ریتمیک و تنها یک نت موسیقی، آکوردهای متفاوتی را تولید کنید. از این نکته می توان به این نتیجه جالب رسید که هر آکورد ذاتآ در درون خود یک الگوی نهفته ریتمیک دارد.

    بسیاری از کارشناسان فیزیک موسیقی معتقد هستند آن دسته از موسیقی هایی که در آنها هارمونی، تغییرات آن و ریتم، رابط های خاصی با یکدیگر دارند می توانند بمراتب دلنشین تر از آنهایی باشند که در آنها المانهای نامبرده رابطه مشخصی ندارند. در نوشته آتی به بررسی فرمول های فیزیکی مربوط به ارتباط ریتم و هارمونی خواهیم پرداخت.
    منابع: harmonytalk.com

    wikipedia.org, bach-cantatas.com, cnx.org, musique.umontreal.ca

    8 کاربر زیر از milad_a عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.



  • Top | #6

    /images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif

    عنوان کاربر
    مدیرکل سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    نوشته ها
    17,262
    تشکر
    60,988
    تشکر شده 92,709 بار در 18,035 ارسال
    Trance
    DJ Tatana

    مفاهیم پایه و مقدماتی - Basic

    آموزش موسیقی

    موسيقي از دو بخش تئوري يا نظري و عملي تشكيل شده است. دانستن آنچه مي نوازيم يا مي شنويم همان اندازه مهم است كه در هنگام صحبت كردن بايد مفهوم كلمات يا جملات را بدانيم. يك نوازنده خوب اگر نتواند مطالبي كه مورد استفاده قرار مي دهد را تجزيه و تحليل كند، به يك مجري بدون علم و دانش تبديل مي شود و با كسي كه از لحاظ تئوري موسيقي آگاهي دارد و نوازندگي را خوب مي داند، قابل مقايسه نيست. شعر گفتن بدون دانستن دستور زبان ممكن است ولي در جايي محدود مي گردد. نواختن و آهنگسازي نيز چنين است. پس چه بهتر كه به موازات نواختن ساز، از تئوري موسيقي نيز آگاهي داشته باشيم. در اين جا به نكاتي اشاره مي كنيم كه در موسيقي ايراني مورد استفاده قرار مي گيرند و پس از آن به تئوري موسيقي به صورت كامل مي پردازيم.
    الفباي موسيقي از هفت حرف تشكيل شده كه به آنها نت مي گويند. دو، ر، مي ، فا ، سل ، لا ، سي. از توالي اين هفت نت، يك هنگام يا گام بوجود مي آيد. مثل: دو، ر، مي ، فا ، سل ، لا ، سي ، دو. از يك نت تا نت بعدي فاصله اي وجود دارد كه در قسمت فواصل به آنها مي پردازيم. هر فاصله اي را به فواصلي كوچكتر تقسيم كرده اند و آنها را با علامت هايي نشان مي دهند. مثلا: از دو تا ر را اگر يك بدانيم، آن را به دو قسمت تقسيم مي كنند. دو ا-----ا------ار. از دو تا ر را پرده و هر كدام از فواصل نصف شده را نيم پرده مي نامند. اگر از نتي نيم پرده كم شود، مثل ر كه نيم پرده به سمت دو ميرود، آن را با علامتي به نام بمل ( b) مي شناسيم، و اگر نيم پرده به آن اضافه شود، مثل دو كه نيم پرده به سمت ر ميرود، آن را با علامت ديز (#) مي شناسيم. در موسيقي ايران، فواصلي نيز وجود دارند كه كمتر از نيم پرده هستند. اين فواصل از تقسيم شدن يك پرده به تقريبا چهار قسمت تشكيل شده اند. دو اا---الف---ب---پ---اا ر. اگر از يك پرده به اندازه يك چهارم كم كنيم، علامت كرن را براي آن در نظر مي گيريم. مثل: ر كه به سمت حرف « پ» ميرود. و اگر از دو به سمت «الف» برويم، آنگاه از دو تا « الف» با علامت سري شناخته مي شود. حال به مثالي براي درك فواصل مي پردازيم. دستگاه شور از اين فواصل تشكيل شده: سل، لا كرن، سي بمل، دو، ر كرن، مي بمل، فا، سل. البته در نوشتن صحيح توالي نتهاي شور بايستي نوشت: فا، سل، لا كرن، سي بمل، دو، ر، مي بمل، فا. از نت فا تا سل فاصله اي وجود دارد به نام پرده طنيني كه در آينده در مورد آن صحبت خواهيم كرد. با توضيحات و مثالهايي كه آورده شد، به تشريح اصطلاحات موسيقي ايراني مي پردازيم.
    آنچه از موسيقي ايران در دست است، مجموعه اي از نواها يا آهنگهاي گذشتگان است كه به هر يك از آنها گوشه گفته مي شود، كه سابقه اي در حدود دويست سال دارد (با توجه به روايات مختلفي كه وجود دارد)، اين گوشه ها با توجه به فواصلي كه دارند مرتب شده اند كه از مجموعه اين گوشه هاي مرتب شده، دستگاه تشكيل مي شود و از مجموع دستگاه ها رديف بوجود مي آيد. در هر دستگاه، گوشه ها طوري مرتب شده اند كه فراز و فرودي را مي توان در آنها مشاهده كرد. اين فراز و فرود را با نام هايي مي شناسيم، مثل آغاز هر دستگاه كه با گوشه اي به نام درآمد شروع مي شود. در ادامه به گوشه هايي بر مي خوريم كه در قسمتهاي مياني دستگاه قرار دارند و هر كدام را با نامي مشخص مي شناسيم. مثل مواليان، دلكش، سپهر، ماوراالنهر و... . در هر دستگاه گوشه هايي وجود دارد كه همنام با گوشه هايي در دستگاه هاي ديگرند، مثل: خسرواني، نغمه، زنگوله. با اين توضيحاتي كه داده شد، از مرتب شدن و در كنار هم قرار دادن گوشه هاي مختلف، تعداد هفت دستگاه تشكيل شده كه البته در بعضي از آنها و با توجه به قدمت، نوع فواصل، شخصيت و حالت ها، چند زير مجموعه را مي بينيم كه به آنها آواز مي گويند. آواز ها در همه دستگاه ها نيامده اند، و فقط در دو دستگاه وجود دارند. در دستگاه هاي شور و همايون. آوازهاي دستگاه شور عبارتند از: بيات ترك يا بيات زند، ابوعطا، دشتي، افشاري و بيات كرد. و آوازهاي دستگاه همايون تشكيل شده اند از: بيات اصفهان و شوشتري. در توضيح بايد گفت كه بعضي ها شوشتري و بيات كرد را از آوازها نميدانند و البته ما در اينجا فقط به روايتهاي مختلف اشاره مي كنيم. در توضيح اين آوازها بايد گفت كه آوازهاي بيات ترك يا بيات زند، ابوعطا، دشتي، افشاري و بيات كرد كه از مشتقات شور بودند از فواصل يكساني همانند شور تشكيل شده اند كه تفاوت آنها در مواردي است كه خواهيم گفت. در اجراي يك گوشه گاهي يك صدا يا يك نت بيشتر از همه به گوش ميرسد يا تاكيد بيشتري بر روي آن است كه به اين نت، نت شاهد مي گوييم. در پايان هر گوشه نوعي خاتمه يا پايان دادن وجود دارد كه از يك سري جملات تشكيل مي شوند، و در آخر روي يك صدا يا نت مي ايستد، نتي كه گوشه بر روي آن مي ايستد و به پايان مي رسد را نت ايست مي نامند. يك مثال كه تمامي موارد ذكر شده در آن گنجانده شده است: دستگاه شور، گوشه درآمد:
    نتي كه با رنگ سبز نشان داده شده ( فا)، فاصله طنيني است. نتهاي قرمز نتهاي شاهد هستند.

    نت با رنگ آبي، نت ايست است.
    با اين مثال، متوجه اين نكته مي شويم كه غير از حالت ها و فضاي ايجاد شده توسط دستگاه ها، نت هاي شاهد و ايست نقش بسيار تعيين كننده اي در تميز دادن دستگاهي از دستگاه ديگر دارند. مثلا شاهد دشتي نت « ر» است ولي شاهد بيات ترك نت« سي بمل».

    درس دوم
    بخش دوم آموزش تئوري موسيقي ايراني را به آموزش فاصله ها در موسيقي اختصاص مي دهيم. البته اين نكته را بايد متذكر شويم كه اين قسمت فقط مربوط به موسيقي ايراني نمي شود و در حالت كلي در همه نوع موسيقي يكسان است.
    همانطوريكه قبلا گفته شده بود، حروفي كه در زبان موسيقي كاربرد دارند، هفت نت هستند. اين هفت نت، تفاوتشان در فركانسي است كه توليد مي كنند و از لحاظ زير يا بم بودن طبقه بندي و مرتب مي شوند. پس ميان اين نت ها فواصلي وجود دارد كه باعث تمايز آن ها مي شود. اين فواصل از واحدهايي به نام نيم پرده تشكيل مي شوند. يعني كوچكترين فاصله اي كه ميان دو نت وجود دارد، نيم پرده است. البته اين فاصله در موسيقي بين المللي به اين شكل است و در موسيقي مناطق مختلف دنيا، و در كشورهاي مختلف، كوچكتر از آن هم وجود دارد كه فعلا به آن نمي پردازيم. پس ميان نت ها نيم پرده و يا دو نيم پرده يا يك پرده وجود دارد. حال به تعريف و همينطور چگونگي وجود فواصل مي پردازيم. با توجه به اسامي نت ها، اين شكل را ترسيم مي كنيم
    دو- - ر - - مي - فا - - سل - - لا - - سي - دو
    به فاصله ميان دو نت دو تا ر نگاه كنيد، دو خط ديده مي شود، هر خط نشان دهنده يك نيم پرده است، پس از دو تا ر يك پرده است. بين ر تا مي هم يك پرده وجود دارد. از مي تا فا يك خط، پس از مي تا فا نيم پرده است. همينطور تا نت دو.
    از دو تا ر، يك پرده و از دو تا مي دو پرده و... هر كدام از اين فواصل براي خود اسمي دارند. براي نامگذاري آن ها لازم است به اين نكات توجه داشته باشيم. فاصله مورد نظر از چند نت تشكيل شده، و ديگر اينكه اين فاصله چند پرده است. مثلا، از دو تا ر، فاصله، بين دو نت و يك فاصله يك پرده اي است. به فاصله يك پرده اي كه بين دو نت پشت سر هم وجود دارد، فاصله دوم بزرگ مي گويند. پس ر تا مي هم مي شود، دوم بزرگ، سل تا لا، لا تا سي و فا تا سل. حال اگر فاصله بين دو نت پشت سر هم نيم پرده باشد، به آن فاصله دوم كوچك مي گويند. پس مي تا فا و سي تا دو مي شود دوم كوچك. ممكن است اين فاصله از وجود يك علامت تغيير دهنده پديد آيد، مثلا، دو تا ر بمل، كه باز هم مي شود دوم كوچك. در نتيجه در مي يابيم آنچه اهميت دارد محاسبه عددي نت ها نسبت به هم و همينطور محاسبه مجموع پرده ها و نيم پرده هاي ميان آن هاست. اگر فاصله دو تا ر بيشتر از يك پرده شود و يك و نيم پرده گردد، يعني از دو تا ر ديز، به آن فاصله دوم افزوده مي گوييم. از سل تا لا ديز هم به همين شكل است. ابتدا مي گوييم، از سل تا لا مي شود دو نت، و سپس حساب مي كنيم كه بين اين دو نت چند نيم پرده وجود دارد، دو نيم پرده. و اينكه با اضافه شدن علامت ديز، به چه فاصله اي تبديل مي شود. سه نيم پرده، پس از سل تا لا ديز مي شود، دوم افزوده. از سل بمل تا لا، از سل تا لا مي شود دو نت و فاصله يك پرده، ولي با قرار گرفتن علامت بمل جلوي سل، نيم پرده به فاصله اضافه مي شود و در نهايت مي شود، دوم افزوده. از سل تا سي، مي شود سه نت يعني، سل، لا و سي. فاصله ميان آن ها دو پرده است، پس از سل تا سي مي شود سوم بزرگ. از دو تا مي هم مانند مثال قبلي است. سه نت و دو پرده كه مي شود، سوم بزرگ. از دو تا فا، چهار نت و دو و نيم پرده. براي اين فاصله مي گوييم، چهارم درست. پس چهارم درست، فاصله چهار نتي است كه دو و نيم پرده ميان آن ها وجود دارد. از دو تا سل هم مانند مورد قبلي است. پنج نت و سه و نيم پرده كه مي شود، پنجم درست. از دو تا لا، مي شود شش نت و چهار و نيم پرده كه مي شود، ششم بزرگ. از دو تا سي، هفت نت و پنج و نيم پرده كه مي شود هفتم بزرگ و از دو تا دو، هشت نت و شش كه مي شود، هشتم درست. اين فواصل ممكن است از هر نتي شروع شوند، مهم آنست كه بين آن دو چند نت فاصله است و همچنين چند پرده يا نيم پرده ميان آن ها وجود دارد. در نهايت، حالت هاي زير بدست مي آيد.
    نتيجهفاصله پردهفاصله نت ها از هميكم درست يا همصداصفر يا ششيكدوم بزرگيكدوسوم بزرگدو سهچهارم درستدو و نيمچهارپنجم درستسه و نيمپنجششم بزرگچهار و نيمششهفتم بزرگپنج و نيمهفتهشتم درست يا يكم يا هنگام يا اكتاوششهشت
    و همچنين:
    هرگاه به يك فاصله بزرگ نيم پرده اضافه شود، به يك فاصله افزوده تبديل مي شود. دو تا مي ديز، مي شود سوم افزوده.
    هرگاه به يك فاصله درست نيم پرده اضافه شود، به يك فاصله افزوده تبديل مي شود. دو تا سل ديز، مي شود پنجم افزوده.
    هرگاه به يك فاصله افزوده نيم پرده اضافه شود، به يك فاصله افزوده تر تبديل مي شود. دو تا سل ديز ديز، مي شود پنجم افزوده تر. در اين حالت مي گوييم، سل دابل ديز ## Sol
    هرگاه از يك فاصله بزرگ نيم پرده كم شود، به يك فاصله كوچك تبديل مي شود. دو تا مي بمل، مي شود سوم كوچك.
    هرگاه از يك فاصله درست نيم پرده كم شود، به يك فاصله كاسته تبديل مي شود. دو تا سل بمل، مي شود پنجم كاسته.
    هرگاه از يك فاصله كوچك نيم پرده كم شود، به يك فاصله كاسته تبديل مي شود. دو تا مي بمل بمل مي شود سوم كاسته.
    در حالت بالا، اصطلاحا مي گوييم، مي دابل بمل Mi bb


    7 کاربر زیر از milad_a عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.



  • Top | #7

    /images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif

    عنوان کاربر
    مدیرکل سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    نوشته ها
    17,262
    تشکر
    60,988
    تشکر شده 92,709 بار در 18,035 ارسال
    Trance
    DJ Tatana

    هارمونیک (i)

    شاید برای بسیاری از افراد همیشه این سوال وجود داشته که چطور فقط با 3 كليد(والف)، انواع نتها روي ترومپت قابل اجراست ؟و اینکه چرا وقتی دو ساز مختلف مثل ویلن و پیانو هنگامی که یک نت را مینوازند، با این حال صداهای کاملآ متفاوتی دارند؟ چرا اجرا بعضی نتها با هم خوش صدا ولی برخی دیگر آزار دهنده میشود؟ آیا یک مجموعه سمپل شده قابل پیشبینی است؟ و بسیاری سوالات دیگر که در نگاه اول جواب آنها کاملآ متفاوت بنظر میرسد،اما باید توجه داشت جواب دادن به بسیاری از این سوالات در گرو دانستن این نکته است که"هارمونیک" چیست؟

    در واقع با دانستن این مطلب که هارمونیک چیست ،میتوانید به این سوالات جواب دهید.

    در ابتدا نگاهی گذرا به اصول کاربردی اکوستیک داریم و سپس وارد مبحث تعریف هارمونیک میشویم و بعد، اثرات و نتایج حاصل از آن را پی میگیریم.

    چند نوع صدا داریم؟
    یک قطعه موسیقی از مجموعه نتهای زیر و بم ساخته میشود و تمام اصوات مکانیکی که میشنویم از برهم نهاده شدن و تداخل ارتعاشات حاصل از ضربه و در هم ریختن فضای مادی است؛ در این میان اصواتی نیز وجود دارند که وقتی روی طیف نما (spectrogram) نمایش داده میشوند ،به شکل تپه مانند یا خرده خردهای ریز ظاهر میشوند و به واقع نت مشخصی را نمیتوان به آنها نسبت داد(زیر وبمی یا فرکانس مشخصی ندارند) که به آنها نویز یا نوفه میگویند. مثل صدای شکستن یک شیشه یا ضربه زدن به یک توپ؛ فعلآ وارد مبحث اصلی میشویم که در مورد اصوات موسیقایی است که برای آنها میتوان فرکانس معین تعریف کرد .

    انواع موجهای موسیقایی :
    اگر دو سیم همجنس و همطول(شرایط مشابه) را که بین دو نقطه محکم بسته شده اند با یک شدت بکشیم،دو صوتی که از آنها حاصل میشود به هیچ وجه قابل تشخیص نیست، حتی در اینجا میتوانیم ادعای رزونانس(تشدید) داشته باشیم. اما اگر همین کار را فقط با این تفاوت که سیمها روی دو ساز مختلف بسته شده باشند، انجام دهیم، صدای دو سیم با هم فرق میکند. این تفاوت در چیست؟

    باید توجه داشت وقتی سیم روی یک جعبه تشدید کننده صدا( ساز ) بسته میشود،صوت حاصل، یک موج ساده سینوسی نیست بلکه به آن صوت مرکب میگویند،در حقیقت موج مرکب موجی است که از برهم نهاده شدن چند موج بوجود آمده؛این نوع صوت دارای ویژگی رنگ(طنین) است.

    به اختلاف میان این دو تصویر توجه کنید شکل سمت راست نشاندهنده یک موج سینوسی ساده و شکل سمت چپ یک موج مرکب است.)


    شما مجاز به دیدن تصاویر نیستید. با مدیر کل سایت در تماس باشید




    تفاوت میان دو صوت :
    اگر به شکل بالا توجه کنید،ملاحظه میکنید که هر دو شکل یک فرکانس دارند(چون در قطعات زمانی مساوی روی هر دو، تعداد موج برابر میبینیم) اما شکل موج آنها متفاوت است؛ لذا دو صدای متفاوت میشنویم.علت اساسی این موضوع به این جمله برمیگرد که اغلب آن را شنیده یا دیده ایم :"سه عامل مهم که سبب بوجود آمدن تفاوت میان دو صوت میشود،1-بلندی صوت،2-فرکانس(ارتفاع) و 3- طنین(رنگ) است".

    به تفاوت این چند شکل موج که هر کدام مربوط به یک ساز است توجه کنید:

    شما مجاز به دیدن تصاویر نیستید. با مدیر کل سایت در تماس باشید

    دو شکل بالا مربوط است به شکل موج گیتار اکوستیک و دیگری گیتار الکتریک که هر دو در حال نواختن یک نت هستند و دو شکل پایین مربوط به ترومبون و ترومپت میشود که آن دو هم یک نت را اجرا میکنند؛ اما دقت کنید که نتی که دوساز بالایی میزنند از نتی که دو ساز پایین در این مجموعه اجرا میکنند متفاوت است، دلیل آن چیست؟




    شما مجاز به دیدن تصاویر نیستید. با مدیر کل سایت در تماس باشید



    یک نکته :
    علی رغم اینکه در بسیاری کتب اشاره میشود که این خصوصیات( فرکانس، بلندی و رنگ ) از هم مجزا هستند، توجه داشته باشید که این تفکیک کیفیتها صد در صد نیست . مثلآ اگر یک تن خالص را یک بار با فرکانس 100 یا 200 هرتز را ابتدا با تراز بلندی معتدل و سپس با تراز بلندی زیاد اجرا کنیم؛ این طور به نظر میرسد که فرکانس صدایی که بلندتر اجرا شده بیشتر از صدایی بوده که آرام(بلندی کم) داشته در صورتی که در ابتدا گفتیم هر دو یک فرکانس دارند!

    این گونه آزمایشات اثبات کرده اند که وقتی بلندی صوتی را زیاد میکنیم،تنزل فرکانسی در فرکانسهای پایینتر و همچنین تنهای خالص سینوسی محسوستر است. اما در فاصله ای که گوش انسان حساسیت بیشتری دارد،ارتفاع صوت نسبتآ به فرکانس وابسته نیست و همچنین برای صداهای موسیقی معمولی این تغیرات به 20 % هم نمیرسد.

    هرکدام از این کیفیتها روی چه قسمتی کار میکنند؟
    در حقیقت وقتی در حال تغیراتی روی بلندی صدا هستیم ، روی دامنه صدا کار میکنیم و اگر کوک ساز را عوض میکنیم،فرکانس را کم و زیاد کرده ایم؛ اما اگر کاری کردیم که به واسطه آن صدا عوض شد اما همچنان فرکانس ثابت بود و دامنه هم عوض نشده بود، در این حالت میگوییم رنگ صدا تغییر کرده؛رنگ صدایی در حقیقت مجموعه کیفیت دو صدای متفاوت است که فرکانس و دامنه مثل هم دارند.

    همانطور که در بالا هم اشاره داشتیم ،رنگ تا حدودی تابع فرکانس و دامنه نیز هست.مثلآ اگر یک نت که با یک ساز مثل ویلن اجرا شده،ضبط کنیم و دوباره با همان بلندی بوسیله یک سیستم های فیدلیتی پخش کنیم یا کمی به آن افکت بدهیم ،این صوت را تقریبآ نمیتوان از صوت اولیه تشخیص داد. و یا اگر صفحه گرامافون یا فیلمی که یک نت روی آن ضبط کرده ایم با سرعتی بیشتر از سرعت ضبط اولیه حرکت دهیم،یعنی با این کار شکل موج و هارمونیکها را ثابت گذاریم ولی فرکانس اصلی را زیاد کنیم،صدایی که تولید میشود همان صدای اولیه ویلنی که ضبط کردیم، نیست.

    رنگ صدا میتواند تصوری مانند رنگهای بصری برای ما ایجاد کند و حالاتی مثل روشن،شفاف و درخشان، نرم،دلگیر، غنی،سنگین،برنجی، چین دار و... به خود بگیرد. یکی از موارد اثرگذار روی رنگ صدا،نسبت سایز امواجی است که باهم ترکیب شده اند،یعنی معادل تعریف فیزیکی رنگ که بر اساس تعداد و شدت نسبی هارمونیکها داریم.

    کمی بیشتر در مورد صدایی که از نوع اصوات موسیقایی نبود:
    برای اینکه تعریف دقیقتری از نویز داشته باشید،به تفاوت دو شکل موج موسیقایی و نویز دقت کنید:

    شما مجاز به دیدن تصاویر نیستید. با مدیر کل سایت در تماس باشید



    در حقیقت وقتی تعداد مولفه های صوت مرکب زیاد باشد و آنها هم نزدیک یکدیگر باشند، به حالتی که قسمت نسبتآ زیادی از پرده بازیلر (basilar membrane ) پوشیده شود ،صوت خاصیت داشتن ارتفاع را از دست میدهد،که این موج همان نویز(نوفه) است .از نویز به عنوان پوشاننده صدا یا یک نوع پر کننده صدا در موسیقی و تکنولوژی صدا میتوان استفاده کرد.

    منابع:

    dspguide.com
    cord.edu
    en.wikipedia.org
    phys.unsw.edu.au
    angelfire.com
    cnx.org
    sweb.cz/vladimir_ladma
    zonicweb.net
    plus.maths.org
    mathworld.wolfram.com

    10 کاربر زیر از milad_a عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.



  • Top | #8

    /images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s2.gif/images/statusicon/s2.gif

    عنوان کاربر
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    نوشته ها
    579
    تشکر
    6,878
    تشکر شده 3,496 بار در 626 ارسال
    Trance
    Solarstone

    Waveforms اشکال موج و بررسی در سازهای مختلف

    Waveforms اشکال موج و بررسی در سازهای مختلف-

    همونطور که میدونید وقتی مثلا نت سی در کیبورد رو میزنین یک موج تشکیل میشه.اینکه ساختار این موج چیه میتونه بما کمک کنه صداهای دلخواه رو از اونها بسازیم.باید بگم شکل موج در همه سازها متفاوت از بقیه ست.
    ابتدا بحثodd harmonics و even-harmonics رو واسه دوستان باز میکنم
    یک موج سینوسی ساده(sine wave)رو درنظر بگیرین.انرو موج پایه مینامیم .که فرکانس 200هرتز تولید میکنه
    وقتی فرکسانس اونرو دوبرابر کنیم یعنی به 400هرتز برسونیم. این موج دوبار ارتعاش میکنه. یعنی وقتیکه موج پایه یکبار سیکل خود را طی میکند موج جدید ما همان سیکل را 2بار طی میکند.در شکل خط مشکی عمودی مرز 1سیکل رو مشخص کرده. این حالت در شکل زیر تحت عنوان 2nd harmonics مشخص شده
    تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند.

    حالا اگه فرکانس موج پایه رو 3برابر کنیم یعنی600 هرتز موج ما 3بار دوران میکنه.درشکل با عنوان 3rd harmonics مشخص شده
    طبق شکل دراین حالت موج ما 3بار سیکل را طی میکند
    به موجهای مشتق شده اول even harmonics یا هارمونیکهای زوج و به موجهای مشتق شده ی دوم هارمونیکهای فرد یا (odd harmonics) میگن
    Joseph Fourier ریاضیدان فرانسوی در قرن 18 کشف کرد که امواج متقارن ,فقط از مجموع چند موج هارمونیک فرد بدست میاند ولی امواج نامتقارن حتی اگه شامل هارمونیک فرد باشن حتما باید هارمونیک های زوج هم داشته باشند
    ..........................................
    چیزی نبود.خسته که نشدین.جای سختش تموم شد.
    حالا به معرفی اونع موجها و اینکه مختص به تولید چه سازی هستن میپردازیم.
    تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند.
    Sine wave : موج سینوسی.ساده ترین شکل موج هست.در مثال قبل باهاش یکم کار کردیم.با این موج شما میتونین sub-base درست کنین. مثلا در sylenth با با استفاده از یک یا دو sinewave در اسیلاتور اینکارو انجام بدین.
    Square Wave : این شکل موج تنها نقاط پستی و بلندی دارد و مابین این نقاط خالی شده. Odd harmonics یا امواج هارمونیک منفی تولید میکند بهمین دلیل یک صدای چاله مانند ایجاد میکنه. برای ایجاد صدای سازهای بادی و deep stringو pad و deep base مناسبه.

    Sawtooth wave
    :موج دندانه دار شامل odd harmonics و even harmonics میباشه.بهمین علت شکل نامتقارن ایجاد کرده.مناسبه واسه ساخته صداهای distortionو brassy.همچنین صداهای lead

    Triangle Waves: از امواج odd harmonics ساخته شده و وقتی با موج sine ,square,pulse ترکیب کنین میتونیین یک شفافیت و صیقلی بودن رو به صداتون بدین

    Pulse Waves:شکل زیر یک موج پالسی شکل هست. شبیه به موج مربعی square ولی پستی و بلندی های نامتقارنی داره همونطور که در شکل میبینین. میتونین با این موج صدای سازهای سنچی رو ایجاد کنین .

    تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند.
    Noise wave : ترکیب نامنطم فرکانسهای مختلف این موج پیچیده رو ایجاد میکنه.شامل white noise که در رنجهای مختلف فرکانس شدت یاampiltude یکسانی داره و همچنین pink noise که در رینجهای مختلف فرکانس انرژی متفاوتی داره.
    تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند.
    White noise در ساختن صداهای مختلف پرکاشن و صدای اقیانوس و باد بکار میره. همچنین میشه handclap صدای (کف زدن) وصدای snare درام هم تولید کرد.
    اوکی .حالا چنتا مثال میزنیم از امواج تولید شده در چند ساز مختلف:
    با وسیله spechtrom analyzer چند آزمایش روی صداهای سازها انجام میدیم و نتایج رو مقایسه میکنیم.
    با کیبورد یک صدای فلوت مانند با نت c میزنیم در فرکانس 523.25 هرتز
    البته یک اکتاو بالای c وسط.دلیل انتخاب صدای فلوت اینهکه یک موج سینوسی پایه ایجاد کنیم(pure sine wave)
    در Oscilloscope displayایجاد موج رو میبینیم.محور افقی زمان و محور عمودی ولتاژ یا شدت موج رو نشون میده.تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند.
    ناهمواری شکل بدلیل محدودیتهای سخت افزاری هست. ولی شکل موج و سینوسی بودن اون تاحدی پیداست
    شکل زیر در رینج فرکانس مختلف میخواد موج رو نشون بده. همونطور که میبینید قله ای که ایجاد شده مربوط به fundamentual یا موج پایه ماست. قله بعلت شدت یاamplitude این موج ایجاد شده







    تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند.
    حالا میخوایم سه کلید c e g رو باهم فشار بدیم تا موج حاصل رو بررسی کنیم
    نتیجه پیچیدگی موج حاصله. موجهای سینوسی وقتی همزمان باهم ترکیب میشن موجهای غیر سینوسی تولید میکنن. 2موج همشکل همدیگرو تقویت میکنن.بعضی قله هایی که درشکل زیر دیده میشه وهمچنین دو موج متقارن همدیگرو خنثی میکنن واثری بجا نمیزارن
    تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند.
    اگه بخوایم با spectrum analyzer شدت امواج رو ببینیم.به 3 شدت اصلی برمیخوریم که کلیدهای فشار داده شده ان.
    البته اختلاف در شدت این سه درمشکل محدودیتهای سخت افزاری این وسیله اندازگیری قرار میگیره و محسوس هم نیست
    تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند.
    حالا در trompet میایم بررسی میکنیم.
    یک فرکانس با همون رنج 523.25هرتز در اکتاو بالای نت سی با ترومپت میسازیم تا با فرکانس قبلی یکی باشه. نتیجه امواجی متفاوت از امواج سینوسی میباشه.که اشاره شد ترکیب چند موج سینوسی میتونه یک موج غیر سینوسی ایجاد کنه.
    تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند.
    نتیجه اسپکترم جالبتر هست. چون با اینکه فرکانس پایه 523.25 هرتز بوده ولی هارمونیک فرد و زوج ایجاد شدند.odd harmons and even harmonics
    و همونطور که میبینیم در هارمونیکهای فرد شدت بیشتری دیده میشه در 3 و 5. ودر هارمونیکهای زوج 2 و4 و6 این شدت به نسبت کمتره.
    تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند.
    .........................
    خوب بیاین امواج square و triangle رو بررسی کنیم.
    فرکانس با تستهای قبل هم یکسانه.
    امواج مربعی square waves
    تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند.
    اگه شدت فرکانسها ی این امواج رو با اسپکتروم دربیاریم. میبینیم که خبری ازهارمونیکهای زوج یا even harmonics نیست.
    تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند.
    طبق بحث امواج مربعی گفتیم که این امواج فقط از ضرایب فرد امواج تشکیل شدند.odd harmonics
    و یک موج مثلثی triangle wave

    تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند. دوباره با اسپکتروم نتایج رو آنالیز میکنیم همونطور که طبق تعریف موج مثلثی داشتیم هارمونیکهای فرد داریم و خبری از هارمونیکهای زوج نیست.

    تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند.
    Fundamental frequency مربوط به فرکانس پایه ما هست و شدت کم فرکانسهای دیگه در اینجا مربوط به موج مثلثی میباشد.که اساسا رفتار کاهشی شدید دارد
    امیدوارم در درسهای بعدی مثالهاو مفاهیم بیشتری از ترکیب امواج داشته باشیم.مخصوصا صداهایی که بیشتر در ترنس کاربرد دارند.
    ..............................................

    گردآورنده: مرتضی جهانگیری راد
    ویرایش توسط MJR : 2011/09/20 در ساعت 05:24 AM

    12 کاربر زیر از MJR عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.



  • Top | #9

    /images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s2.gif/images/statusicon/s2.gif

    عنوان کاربر
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    نوشته ها
    579
    تشکر
    6,878
    تشکر شده 3,496 بار در 626 ارسال
    Trance
    Solarstone
    ممنون. بحث پایه ست . اینا نتیجه پیگیری خودمه یعنی self study بوده. متاسفانه پرودیوسرهای مطرح الان ما این بحث رو نمیدونن. مفتخریم اولین بار این بحث تو سایتی فارسی زبان داره میشه. تا اونجاکه شده سعی کردم اصطلاحات رو ترجمه نکنم چون حتی مترادفی نداره و خوب اصلا تدریسی نمیشه که مترادف داشته باشه.

    یک مثال در مورد ableton میزنم تا اهمیت اون یکم جا بیفته . ابتدا operator رو drag-drop میکنیم تو midi-clip
    واسه اینکه نتایج آنالیزمون رو ببینیم. spctrum Analyzer یا همون اسپکتروم از فولدر drag-drop ,audio effects میکنیم . اگه مثلث بالای اسپکتروم رو بزنین جدا میشه و در بالا قرار میگیره طبق شکل زیر:

    تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند.
    خوب ما روی یک نت دلخواه بررسی میکنیم. شما میتونین نتایج رو خودتون امتحان کنین.
    1.در این شماره که تو عکس مشخص کردم موج پایه (fundamental) رو میبینیم که حاصل ضربه نت ماست. حالا اگه بخوایم در کنار این موج side bands یا امواج فرعی رو داشته باشیم که موج اصلی رو تغییر بدن. باید در اسیلاتور دوم (oscillator B) اون امواج رو معرفی کنیم. همچنان که oscillator A موج پایه رو کنترل میکنه.
    2. در oscillator A فرکانس موج پایه رو 500 هرتز میدیم و به oscillator B دوبرابر یعنی 1کیلوهرتز میدیم. دراینجا روش ترکیب ایندو موج رو باید با کمک الگوریتم موازی یا قفسه ای stuck تعریف کنیم.(شماره 5) این خودش بحث گسترده داره فعلا بهش نمیپردازیم.
    یادآوری: موج سینوسسی بعلت تقارن odd harmonics ایجاد میکنه
    بعلت اینکه ما فرکانس امواج فرعی رو 2برابر کردیم و نسبتی 2 به فرکانس موج پایه دادیم و از اونجاییکه یک موج سیونسی داریم یک odd harmonic ایجاد میشه و موجهای فرعی با فرکانس بالاتر در سمت راست موج پایه ایجاد میشند. فرکانس همه این موجها فقط شامل ضریب های فرد میباشن. خودتون امتحان کنین.
    واسه تمرین فرکانس رو تغییر بدین. یا amplitude db که شدت موج و یکجور نقش وولوم در موج رو بازی میکنه تغییر بدین .هرچه شما شدت موج رو بیشتر کنین. ضرایب فرد بالاتری .....1,3,5,7,9,11,13,15 رو اضافه کنین موج نهای پیچییده تر میشه
    کاریکه شما میکنین اینه که موج پایه رو بوسیلع موجی که در oscillator B معرفی میکنین مدلسازی میکنین. اسم این روش FM (Frequency Modulation) Synthesis نام داره. ریاضیات این بحث فوق العاده پیچیدهست. این روش در sylenth بکار نمیره. چون اصولا ما در sylenth صدارو فیلتر میکنیم یا دو صدا در دو oscillator بهم اضافه میکنیم. اینکه چند synthesis و روش ترکیب وجود داره بحث بعد خواهد بود چون هر روش منجر به یک موچ پیچیده میشه و این رمز تولید یک صدای جدیده. حتی کساییکه بکمک synthesizer سمپل تولید میکنن از روشهای synthesis متنوعتری و یا ترکیب 2روش استفاده میکنن
    ویرایش توسط MJR : 2011/09/20 در ساعت 03:56 AM

    8 کاربر زیر از MJR عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.



  • Top | #10

    /images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s1.gif/images/statusicon/s2.gif/images/statusicon/s2.gif

    عنوان کاربر
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    نوشته ها
    579
    تشکر
    6,878
    تشکر شده 3,496 بار در 626 ارسال
    Trance
    Solarstone
    در اینترنت به مطلب جالبی برخوردم . گفتم بد نیست مطلبش رو اینجا بذارم.
    Joseph Fourier ریاضیدان فرانسوی کسی بود که رابطه بین هارمونیک های فرد و اینکه از مجموع آنها نهایتا موج متقارن شکل میگیره پی برد.

    تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند.
    f1 و f3 و f5 و f7 و f9 و f11 ضرایب فرد موج اصلی هستند که با هم جمع میشن
    تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند.
    تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند.

    تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند.
    f1 و f3 و f5 و f7 و f9 و f11 ضرایب فرد موج اصلی هستند ولی حالا یکی در میان بهم اضافه و ازهم کم میشوند
    تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند.
    باز نتیجه یک موج مثلثی متقارن میباشد
    تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند.
    تنها كاربران عضو مي توانند لينك ها را مشاهده كنند.

    10 کاربر زیر از MJR عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.



  • صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

    موضوعات مشابه

    1. بحث و گفتگو در خصوص موزیک الکترونیک
      توسط Dramxib در انجمن بحث و گفتگو
      پاسخ ها: 805
      آخرين نوشته: 2017/09/02, 10:49 PM
    2. پاسخ ها: 4
      آخرين نوشته: 2014/04/30, 02:25 PM
    3. نظر سنجی در مورد بهترین کلیپ ترنس
      توسط faww در انجمن بحث و گفتگو
      پاسخ ها: 27
      آخرين نوشته: 2012/06/14, 11:14 PM

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  
    © تمامی حقوق برای انقلاب ترنس محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد